ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
132
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دويست و بيست و پنج هم باز لشگرى براى گشودن قلاع « بلوط » و « ايلاطون » و « قرلون » و « مرو » ( غير از مرو ايران ) فرستاد . كشتىهاى مسلمين كه حامل لشكر بود به شهر « قلوريه » رسيدند شهر را گشود و بر حسب اتفاق با كشتىهاى جنگى پادشاه « قسطنطنيه » تصادف كرد آنها را شكست داد و فتح عظيمى نصيب مسلمين شد . در سنه دويست و بيست و شش نيز لشكرى از مسلمين در « صقليه » قصر « يانه » را قصد و فتح كرد و آتش زد و بسيارى اسير بدست آمد . از هيچ جا هم كسى بدفاع برنخاست . لشكر مسلمين هم قلعه و حصار « غيران » را قصد نمود در آنجا چهل غار براى دفاع بود تمام آن غارها گشوده و هر چه در آنها بود ربوده شد . در همان سال ابو عفان امير وفات يافت كه شرح آن خواهد آمد بخواست خداوند خدا او را بيامرزاد . بيان حوادث در آن سال اسحاق بن ابراهيم ( امير ايرانىنژاد ) مجروح شد يكى از غلامان او را زخم زد محمد بن داود امير الحاج شد . عبد الرحمن بن حكم امير اندلس سپاهى براى فتح « اليه » و قلاع ديگر فرستاد در محلى بنام « فرات » لشكر زد و قلاع را محاصره نمود و اسراء بسيار از كودك و زن و جوان گرفت و برگشت .